راز سخن

شمارهٔ ۲۰۷

مداوای جنون از دیده بی‌خواب می‌آید

مداوای جنون از دیده بی‌خواب می‌آید
کز او دایم به گوش من، صدای آب می‌آید
شبی در بزم بی‌سامان من ای هم‌نشین، بنشین
چراغ داغ من کافی‌ست، تا مهتاب می‌آید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.