راز سخن

شمارهٔ ۱۰۶

آن روز، شب تیرهٔ ما هم سحری داشت

آن روز، شب تیرهٔ ما هم سحری داشت
کز صبح بناگوش تو چشمم خبری داشت
آن هم شده چون داغ دل لاله به ما خشک
این کاسهٔ ما بود که خون جگری داشت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.