شمارهٔ ۷۱
جدایی نیست از لیلی، دل دیوانهٔ ما را
جدایی نیست از لیلی، دل دیوانهٔ ما را
بود با کعبه ربطی در میان بتخانه ما را
اسیر جذبهٔ شمعی ست جان مضطرب حالم
کمند شعله در گردن بود، پروانه ما را
نمک در دیده ساید، شور عشق از خواب شیرینش
اگر راحت پرستی، بشنود افسانهٔ ما را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.