راز سخن

شمارهٔ ۳۱

گشتم اسیر، جلوهٔ آن خوش خرام را

گشتم اسیر، جلوهٔ آن خوش خرام را
دارم به رقص، از تپش خویش، دام را
غم بی شمار و همنفسی نیست در کنار
در حیرتم که با که بگویم، کدام را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.