راز سخن

شمارهٔ ۱۸۹

از کام دل است بس که عریان دستم

از کام دل است بس که عریان دستم
کوتاه فتاده از گریبان دستم
از بس که گزیدهام به دندان غضب
خونین شده چون پنجهٔ مژگان دستم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.