راز سخن

شمارهٔ ۵۳

ساقی، رگ ابر آبداری برخاست

ساقی، رگ ابر آبداری برخاست
گویا که ز چشم می گساری برخاست
تا آینهٔ جام گرفتی در دست
زآیینهٔ خاطرم غباری برخاست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.