راز سخن

شمارهٔ ۴۵

بی ضامن و رهن، وام می باید، نیست

بی ضامن و رهن، وام می باید، نیست
عنقا ما را به دام می باید، نیست
دندان که معطل است، درکامم هست
نانی که صباح و شام می باید، نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.