شمارهٔ ۴۴ - تضمین از سعدی
بود بر محملم، دل چون درایی
بود بر محملم، دل چون درایی
مرنج از من، اگر سنجم نوایی
نفس در پردهٔ دل می سراید
ز سعدی نکته درد آشنایی
غرض نقشی ست کز ما باز ماند
که هستی را نمی بینم بقایی
مگر صاحبدلی روزی به رحمت
کند در حق مسکینان دعایی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.