شمارهٔ ۸۹۹
کند خون دل من، چشم تر را خانه آرایی
کند خون دل من، چشم تر را خانه آرایی
که دیگر می کند بهتر ز می، پیمانه آرایی؟
چراغانی ز داغت، رخنه های سینه ام دارد
کند شبها دل دیوانه ام، ویرانه آرایی
به گوشت در نمی آید، حدیث نکته پردازان
کنند از قصهٔ زلفت، مگر افسانه آرایی
به اخلاص محبّت، رونق دل را حوالت کن
نیاز برهمن، بهتر کند بتخانه آرایی
حزین ، از کلفت دل خاطرم خشنود می باشد
کند گرد یتیمی، گوهر یک دانه آرایی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.