راز سخن

شمارهٔ ۸۵۴

ز دام طره، شکنهای دلربا بنمای

ز دام طره، شکنهای دلربا بنمای
نوازشی به من محنت آزما بنمای
حدیث نرگس مست تو می کنم، عمریست
ز یک نگه، گل صد گونه مرحبا، بنمای
هزار عقده فزون است، در رگ جانم
ز چین زلف، نسیم گره گشا، بنمای
ز زهد خشک، به تنگ است خاطرم، ساقی
هلال ابروی جام جهان نما، بنمای
به دور نرگس او، محتسب، مرنج از من
جهانیان همه مستند، پارسا بنمای
علاج درد من از پرسشی توان کردن
فسونی از لب لعل کرشمه زا بنمای
حزین ، چو غنچه، چرا مهر بر دهان زده ای؟
ترنمی به هزاران خوشنوا، بنمای

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.