راز سخن

شمارهٔ ۷۶۰

تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن

تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
قدر فرصت را بدان، از آسمان اندیشه کن
خون مشرب باش، یکسان جوش زن با خار و گل
نخل خوش پیوند شو، در هر زمینی ریشه کن
شاهدِ مِی می رسد آگاه گردان هوش را
نشتری از نغمه در کار رگ اندیشه کن
مشت گل باشد دل بی عشق زاهد در بغل
دل اگر می بایدت بی درد ! عاشق پیشه کن
دست زن در دامن مژگان بی باکی حزین
بیستونی چون دلت دادند، فکر تیشه کن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.