راز سخن

شمارهٔ ۷۳۱

پر و بال تذروان محبت بسته دیوانم

پر و بال تذروان محبت بسته دیوانم
که سروستان بود از مصرع برجسته دیوانم
کلام من چو خارا تیغ را دندانه می سازد
نسازد گزلک دخل حسودان خسته دیوانم
جداییهای صورت بگسلاند ربط معنی را
به دیوان قیامت می شود پیوسته دیوانم
چه غم دارد دماغ بو شناسان از پریشانی
چو از شیرازه بندد رشتهء گلدسته دیوانم
حزین از دفترم حکمت پژوهان را شگفت آید
طلسم اتحاد ربط و معنی بسته دیوانم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.