شمارهٔ ۴۵۸
دور عذار تو، خط وجود ندارد
دور عذار تو، خط وجود ندارد
آتش سوزان برق، دود ندارد
بت ز فریبت گرفته کیش برهمن
کیست که پیشت سر سجود ندارد؟
نقش تعلّق ضمیر من نپذیرد
عکس در آیینهام، نمود ندارد
جلوه تلف می کنی به طور چه حاصل؟
جز دل ما طاقت شهود ندارد
حسن تو بست از بهار چشم حزین را
پیش جمال توِ گل نمود ندارد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.