شمارهٔ ۲۵۶
برهمن مذهبان زنار بندانند از مویت
برهمن مذهبان زنار بندانند از مویت
مغان آتش پرستی می کنند از دیدن رویت
ز دیر و کعبه فارغ ساخت ما را طاعت عشقت
سجود بندگی کردیم، در محراب ابرویت
نمی آساید از گلگشت جنّت خاطر عاشق
بهشت نقد روزی باد ما را از سر کویت
به گلشن می خرامی با رخی از باده چون آتش
به این نازک مزاجان تا چه آرد گرمی خویت
دماغ آشفته ساز عقل سودایی حزینت را
سمن زار بناگوش است و زلف یاسمین بویت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.