راز سخن

شمارهٔ ۷

من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد

من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد
که کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَد
من این مُرَقَّعِ دیرینه، بَهرِ آن دارم
که زیرِ خِرقه کِشَم مِی، کسی گمان نَبَرَد
مَباش غَرّه به عِلم و عمل، فقیه! مُدام
که هیچ‌کَس زِ قضای خدای، جان نَبَرَد
اگرچه دیده بُوَد پاس‌بانِ تو، ای دل
به‌هوش باش، که نقدِ تو، پاس‌بان نَبَرَد
سخن به نزدِ سخن‌دان، اَدا مَکُن حافظ
که تحفه، کَس، دُروگوهر، به بَحر و کان نَبَرَد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.