راز سخن

شمارهٔ ۱۰۰۵

حسن از تاب و تب است از شعلهٔ دیدار او

حسن از تاب و تب است از شعلهٔ دیدار او
رنگ را آتش به جان افتاده از رخسار او
خانهٔ تن راست از باد نفس بیم زوال
خواب راحت کی سزد در سایهٔ دیوار او

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.