راز سخن

شمارهٔ ۹۰۶

چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام

چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام
که غرق آب و عرق گشته مشت گل شده ام
چنان به خویش فرو رفته ام که پنداری
چو غنچه گوی گریبان چاک دل شده ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.