راز سخن

شمارهٔ ۹۰۱

در سراغ تو غبار رم عنقا گشتیم

در سراغ تو غبار رم عنقا گشتیم
عاقبت در طلب افسوس که رسوا گشتیم
خاطری نیست که محنتکدهٔ دردت نیست
در سراغ تو بسی در دلها گشتیم
منصب محرمی یاد تو داریم امروز
ساکن غمکدهٔ دل چو سویدا گشتیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.