راز سخن

شمارهٔ ۷۹۸

لعل لب او راست ز رنگین سخنی رنگ

لعل لب او راست ز رنگین سخنی رنگ
چندانکه ازو یافت عقیق یمنی رنگ
گردید کبود از اثر بوسه لب یار
باشد گل شفتالوی او یاسمنی رنگ
شامی که بناگوش تو از پرده برآید
تا صبح بود روی هوا نسترنی رنگ
هر قطرهٔ خون شیون بلبل به تنم داشت
رفتی چو در آغوش قبای چمنی رنگ
جویا جگرم خون ز غم شوخ غزالیست
کز رشک خطش باخته مشک ختنی، رنگ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.