راز سخن

شمارهٔ ۴۸۳

طول زلفت کم ز قامت نیست گر سنجی بگو

طول زلفت کم ز قامت نیست گر سنجی بگو
روز و شب میزان چو می‌آید برابر می‌شود
اعتمادی بر نفس نبود که چون برگشت بخت
هر چراغ زندگانی باد صرصر می‌شود
سیل اشک از سینه‌ات بر دامن مژگان مریز
هرقدر در خُم بماند باده بهتر می‌شود
اهل دل را می‌رسد در خورد استعداد فیض
چون ترقی کرد آب صاف گوهر می‌شود
کفر باشد؛ کفر؛ نومیدی، که تحصیل مراد
گر نشد این بار جویا بار دیگر می‌شود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.