راز سخن

شمارهٔ ۳۵۰

در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست

در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
رفتن از رنگی به رنگی نعمت الوان ماست
تا درون ما خم صهبای صدرنگ آرزوست
بر جگر دندان فشردن نعمت الوان ماست
بسکه برچیدیم با دامن سرشک از چشم تر
مردمک چون لاله داغ گوشهٔ دامان ماست
من غلام آنکه جویا خاک پای قنبرش
قبلهٔ ما کعبهٔ ما دین ما ایمان ماست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.