شمارهٔ ۳۸
در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
آئینه تجلی دیدار شد مرا
از بس نهان ز درد تو در گرد کلفتم
رنگ شکسته رخنهٔ دیوار شد مرا
برباد پای شوق و برون تاختم زخویش
پست و بلند مرحله هموار شد مرا
باشد مدام گرم پرافشانی از طپش
دل عندلیب آن گل رخسار شد مرا
تنگی دل فزود به کتمان راز عشق
قفل در خزینهٔ اسرار شد مرا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.