راز سخن

شمارهٔ ۳۳۰

افتاده مرا با سر زلفت هوسی

افتاده مرا با سر زلفت هوسی
با دل نبود عقل مرا دست رسی
سرّ غم تو نهفته در سینه شدم
واقف نبود جز دل من هیچکسی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.