راز سخن

شمارهٔ ۲۳۳

در آتش روی دوست بگداخت دلم

در آتش روی دوست بگداخت دلم
جان و سر و عمر خویش در باخت دلم
گویند چرا نساختی با غم او
گفتم چه کنم چون که نمی ساخت دلم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.