راز سخن

شمارهٔ ۲۲۸

ای عشق رخت برده مرا خواب از چشم

ای عشق رخت برده مرا خواب از چشم
سودای توأم گشاده خوناب از چشم
هرچند که یاقوت درخشان باشد
با رنگ رخت ببرده ای آب از چشم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.