راز سخن

شمارهٔ ۲۲۵

چون شمع ز سر تا به قدم می سوزم

چون شمع ز سر تا به قدم می سوزم
من سوخته ام دگر به غم می سوزم
در حسرت شیرین لب آن یار عزیز
یک دم نه که تا به صبحدم می سوزم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.