راز سخن

شمارهٔ ۲۰۵

دل را به سر زلف تو آویخته ام

دل را به سر زلف تو آویخته ام
جان را به نثار مقدمت ریخته ام
از آتش و باد عشقت آب رخ خویش
با خاک درت روان برآمیخته ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.