راز سخن

شمارهٔ ۱۷۷

زردم ز فراق روی دلدار چو شمع

زردم ز فراق روی دلدار چو شمع
تا کی بودم دیده خونبار چو شمع
تو خفته و من خراب و گریان همه شب
تا صبح به بالین تو بیدار چو شمع

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.