شمارهٔ ۴۱
بیچاره دلم که بود از عشق تو مست
بیچاره دلم که بود از عشق تو مست
در شست سر زلف تو بودش پابست
چشمت به خطا در او نگاهی می کرد
زان روی به ابروان شوخت پیوست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.