راز سخن

شمارهٔ ۲۸

هستم من سرگشته به عشقت سرمست

هستم من سرگشته به عشقت سرمست
جان خسته ز عشق یار و دل داده ز دست
از گلبن وصل او نچیدم یک گل
وز خار جفا جان جهانی را خست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.