راز سخن

شمارهٔ ۲۶

ما را غم عشق تو به جان آوردست

ما را غم عشق تو به جان آوردست
و اوصاف جمالت به زبان آوردست
ورنه ز من خاکی سرگشته چرا
خون دلم از دیده روان آوردست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.