شمارهٔ ۱۱
ای که از عدل تو در ملک جهان
ای که از عدل تو در ملک جهان
در میان میش و گرگ است آشتی
این روا باشد که در ملک دلم
شحنه جور و جفا بگماشتی
خود نمی گویی که از درج وصال
مهر مهر من چرا برداشتی
شاد و خندان با وصال دیگری
در غم هجران مرا بگذاشتی
عاقبت به زین توقع داشتم
آنچنان کاوّل مرا می داشتی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.