راز سخن

شمارهٔ ۱۲۹۰

چرا بی جرم با ما جنگ داری

چرا بی جرم با ما جنگ داری
همه سوی جفا آهنگ داری
نگویی کز چه رو ای دوست جانا
چو گل یک هفته بو و رنگ داری
دل ما با دهان تست از آن روی
دهانی چون دل ما تنگ داری
مرا نام لبت کام زبانست
تو نامم بشنوی زان ننگ داری
چو چشمت در جهانداری نگارا
هزاران شیوه و نیرنگ داری
دلا در چنگ غم چون نی همی نال
که باد از وصل او در چنگ داری
به چشم دل نمی بینی جهان را
که بر آیینه دل زنگ داری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.