راز سخن

شمارهٔ ۱۱۰۴

دل را به بوی وصل تو دادیم و می رویم

دل را به بوی وصل تو دادیم و می رویم
داغ غمت به سینه نهادیم و می رویم
دل در شکنج زلف تو بستیم و در غمت
خون دل از دو دیده گشادیم و می رویم
گر در غم فراق تو جان می رسد به لب
ما بر امید وصل تو شادیم و می رویم
آبی بر آتش دل ما زن که در غمش
بر خاک راه دوست چو بادیم و می رویم
آبی بر آتش دل ما زن که در غمش
بر خاک راه دوست چو خاکیم و می رویم
تا صیت عشق روی تو در عالم اوفتاد
جان و جهان به یاد تو دادیم و می رویم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.