راز سخن

شمارهٔ ۵۷۴

دل خوبان چنین سنگین نباشد

دل خوبان چنین سنگین نباشد
جفا بر بی دلان چندین نباشد
به چین بر مه نهند از زلف پرچین
ولی چون زلف تو در چین نباشد
میان عاشقانت گر بپرسی
یکی همچون من مسکین نباشد
کسی کز سرّ عشقت نیست آگه
مر او را هم دل و هم دین نباشد
به فرّ دولت وصلت نگارا
مرا فکری از آن و این نباشد
جفا بر عاشقان آید ز معشوق
ولیکن در میانه کین نباشد
وفادارت منم ای جان اگرچه
جهان را جز وفا آیین نباشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.