راز سخن

شمارهٔ ۹

ای کشته چو من هزار در پای غمت

ای کشته چو من هزار در پای غمت
وی غرقه چو من بسی به دریای غمت
ویران مکن این دیده و دل ز آتش و آب
کان جای خیال توست وین جای غمت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.