راز سخن

شمارهٔ ۶۸

جورها کآن شوخ دلبر می‌کند

جورها کآن شوخ دلبر می‌کند
از دلم هر لحظه سر بر می‌کند
هر زمانی عشوه دیگر دهد
وین دل سرگشته باور می‌کند
با مه اندر حسن پهلو می‌زند
جور با گردون برابر می‌کند
جان ز دستش در رکاب آورد پای
دل ز جورش خاک بر سر می‌کند
من به رغم دشمنان گویم همی
یارم اکنون جور کمتر می‌کند
ور نه آنچ او می‌کند با عاشقان
والله ار در روم کافر می‌کند
ای دل این چندین شکایت شرط نیست
جور گیر، آخر نه دلبر می‌کند؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.