شمارهٔ ۵۲
پشتم ز غم فراق خم دارد
پشتم ز غم فراق خم دارد
رویم ز سرشک دیده نم دارد
من عشق ترا نهفته چون دارم
کم آب دودیده متهم دارد
در زیر گلیم چون توان زد طبل
کاندر همه عالمم علم دارد
رویم زغمت برنگ که گشتست
بر تو بدوجو تراچه غم دارد
چون من بود و زمن بترحقا
درویش که یار محتشم دارد
وصل تو هزار وعده ام دادست
آری نه ازین متاع کم دارد
با دلبر می ز جام زر نوشد
چون نرگس هر که شش درم دارد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.