شمارهٔ ۳۳
دگرباره با مات بیگانگیست
دگرباره با مات بیگانگیست
مکن کاینچنین ها نه فرزانگیست
توجان خواهی آنگاه بر دست هجر
ندانی که این رسم بیگانگیست
توجان خواه بیزحمت هجر و وصل
میان من و تو سخن خانگیست
من از عشق تو دشمن جان شدم
نه عشقست پس چیست دیوانگیست
بسوگند گفتی که بکشم ترا
مرا کشته گیر این چه مردانگیست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.