راز سخن

شمارهٔ ۱۴۲ - پایداری

خداوندا چنین گفتست حاسد

خداوندا چنین گفتست حاسد
که می‌باشد مرا جای دگر رای
به معبودی که مستغنی است ذاتش
ز خواب و خورد و فرزند و زن و جای
که گر تا ره به دهلیز تو دانم
نهم بر صحنه دیگر کسی پای

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.