راز سخن

شمارهٔ ۱۲۷ - خواهش کارد

یک کارد بخواستم ز تو روزی

یک کارد بخواستم ز تو روزی
گفتی بدهم تو آن بمن وا کن
بعد از سه چهار ماه دی گفتی
آن نیست برو سر سخن واکن
گر هجو کنی همی قلم گیرم
ورگوه همی خوری دهن واکن
این بد غرض تو تاکنم هجوت
سهلست تو جای نام زن واکن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.