راز سخن

شمارهٔ ۱۱۴ - دل برده

بر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم

بر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم
دل برده بازپس ده که دل دگر ندارم
سوی زلف کرد اشارت که بجوی رخت هندو
مگر او ببرده باشد من ازین خبر ندارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.