راز سخن

شمارهٔ ۴۸ - کیفر مجیرالدین بیلقانی در هجای اصفهان

زاول که نفس ناطقه را از شعاع عقل

زاول که نفس ناطقه را از شعاع عقل
ایزد به لطف خویش و به رحمت بیافرید
پستان خویش در دهن شاعران نهاد
تا هر کسی به قدر فصاحت همی مکید
وز بهر اینکه دیرتر آمد مجیردین
شیرش نمانده بود پس اندر دهانْش رید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.