شمارهٔ ۳۸ - تهنیت عید
ای لقای تو عید اهل کرم
ای لقای تو عید اهل کرم
عید اضحی ترا همایون باد
گوش این چرخ از مناقب تو
چون صدف پرز در مکنون باد
رایت قدر تو چو همت تو
از خم هفت چرخ بیرون باد
دست خصمت بتیغ گشته قلم
پشت او از شکستگی نون باد
چرخ اگر جز بحکم تو گردد
از شفق تیغ صبح گلگون باد
فیض دست تو همچو قطره ابر
سبب رزق ربع مسکون باد
هر که او برخلاف تو دم زد
ور بود مشگ غرقه در خون باد
ریش او زیر دست موسی به
مال او پایمال قارون باد
طبع من گاه شغل مدحت تو
همچو لفظ تو پاک و موزون باد
گردش چرخ و سیر اختر او
جمله و بر وفق رای میمون باد
از قضا نامزد بفرمانت
بره چرخ و گاو گردون باد
همه روزیت عید باد و همه
خوشتر و بهترت از اکنون باد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.