شمارهٔ ۳۱ - قاروره بیمار
پارهمی بخواستم ز نجیب
پارهمی بخواستم ز نجیب
زان می ناب کز زبیب برند
روز دیگر غلامَکش آورد
پارهمی که از نجیب برند
شیشه خرد بود و آبی زرد
گندهتر زانکه از قضیب برند
گفتی آن زن به مزد بیمارست
کآب چونین بر طبیب برند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.