راز سخن

شمارهٔ ۴

خداوند! تویی ک اوراد مدحت

خداوند! تویی ک اوراد مدحت
بر افلاک و عناصر فرض باشد
به جنب سرعت عزم عنانت
سما سنگین عنان چون ارض باشد
برون است از کمیّت جودت آری
غرض عاری ز طول و عرض باشد
غرض از مایۀ تصدیع بیت است
که بر رأی منیرت عرض باشد
کسی کز تیغ او خور مایه دار است
روا داری که او را قرض باشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.