شمارهٔ ۱ - خوش
آفتابی که بنده سرگردان
آفتابی که بنده سرگردان
نام او را چو ذرّه در طلب است
زلف بر رخ نهاد و من گفتم
سر خورشید در کنار شب است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.