راز سخن

شمارهٔ ۲۲۶

امروز درین شهر هر آن دل که شود گم

امروز درین شهر هر آن دل که شود گم
در حلقه گیسوی تو باید طلبیدن
چون سرو ثبات قدمی گیر که رشته ست
چون بلبل ازین شاخ بدان شاخ پریدن
باید قدمی بر سر هستی زدن اوّل
وانگه رقم عشق تو بر خویش کشیدن
هر کس هوسی دارد و مقصود و مرادی
مقصود من از دوست به مقصود رسیدن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.