راز سخن

شمارهٔ ۳۶

کسی را در دو عالم حاصلی هست

کسی را در دو عالم حاصلی هست
که او را چون تو آرام دلی هست
عجب دارم که در اطراف عالم
بدین پاکیزگی آب و گلی هست
نپندارم که در فردوس اعلی
ز کوی دوست خوشتر منزلی هست
رموز عشق چون من کس نداند
بگو تا حل کنم گر مشکلی هست
چو خونی می چکد بی ضربتی نیست
چو مقتولی ببینی قاتلی هست
نه تنها من توقّع دارم انعام
ز هر جانب که بینی سایلی هست
کسی را کاتّصالی هست با دوست
ز دوران حیاتش حاصلی هست
مکن عیبم که هر جایی ست یارت
که او شمع است و در هر محفلی هست
جلال! این بحر کافتادی تو در وی
نه دریایی ست کآن را ساحلی هست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.