راز سخن

بخش ۱۲۹ - مناجات در انتقال به خاتمه

ای به لطف انجمن جان آرای

ای به لطف انجمن جان آرای
تیغ مهرت چمن دل پیرای
دست جودت ز ازل نخل نشان
تا ابد بر سر ما نخل فشان
گرچه از خار ستم بینا نیم
زیر نخل تو رطب چینانیم
در رطب ریزیت از نحل کرم
گر کشد خار ستم تیغ چه غم
کلک جامیت ز نخلت شاخی
ریخته تازه رطب گستاخی
نسزد زین رطب شهد آمیز
کار محرور حسد جز پرهیز
آن زمان کش رود این کلک ز دست
یابد این شاخ رطب ریز شکست
چشم دارد که به جای رطبش
شهد ریزی ز شهادت به لبش
وان نفس کش ببرد عرق حیات
تیغ ان اجل الله لآت
کنی از همت رحمت املش
ختم بر خیر کتاب اجلش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.